X
تبلیغات
رایتل

هفت سنگ

اینجا خونه ی منه ، به خونه کوچیک من خوش اومدید .

خاطرات کاری قسمت 15


ما معمولا سر 15 دقیقه پیاده نمیکنیم . حدود 20 دقیقه بعضی وقتها تا 30 دقیقه هم نمیریم بچه رو پیاده کنم . همینم شده مشکل . میگن خوبی به این جماعت نیومده دیگه !!!!


2تا خانم بودن یه بچه آورده بودن . یکی جوانتر بود .

20 دقیقه بود بچشون داشت بازی میکرد . مامان رفت گفت وقتش تموم شده .

خانم جوان تر : یعنی چی تموم شده ؟ تازه 10 دقیقه هم نشده .

مامان : نه خانم از 20 دقیقه هم بیشتر شده . من زمان همه رو یادداشت میکنم

خانم جوان با داد : نخیر . من حلال نمیکنم . شما مدیونید . شما دارید حق ما رو میخورید . حروم خورا

مامان : خانم درست صحبت کن تو جای بچه ی منی این چه طرز حرف زدنه ؟

خانمه رفت اونیکی اومد

خانم مسن تر : ببخشید بچست حالا یه چیزی گفته

مامان : میگه حلال نمیکنه . خب باشه نکنه . من بچه شما رو پیاده نمیکنم هرچقد میخواین بازی کنه . برو خانم برو اعصاب منو خورد نکن


جالبیش اینجاست که تا نیم ساعت دیگه بچه رو پیاده نکردن . ما هم هیچی نگفتیم .

وقتی پیاده کرد رفتم گفتم خب انگار 15 دقیقه شد بالاخره ...


اومدم نشستم دیدم رفته بچه رو بگیره جیش کنه . اونم کجا ؟ وسط بازی ها . یعنی بین جامپینگ . سرسره بادی . میخواست گند بزنه به اونجا و بره .

سریع رفتم گفتم خانم داری چیکار میکنی . خودش ترسید بچه رو بدجور کشید . بچه هم از ترسش جیشش بند اومد . حالا دادو بیداد میکنه برای چی اومدی بچه منو ترسوندی .

بدهکار هم شدیم .

رفتنی دادو بیداد میکنه شماها اخلاق ندارید . پولمونو که خوردید بچمونم ترسوندید . با دست به مامان و منو نسیم که تازه از راه رسیده و از هیچی خبر نداره اشاره میکرد

نسیم میگه آجی الآن من این وسط نقشم چی بود به منم فحش داد ؟


خلاصه فیلمی درست کرده بودن . برای بقیه خوب شد نشسته بودن تخمه میشکوندن نگاه میکردن

تاریخ ارسال: 1392/05/29 ساعت 13:30 | نویسنده: شبیــــ ـ ـ ـناز | چاپ مطلب 2 نظر