سلام . میخوام بقیه داستانو واستون تعریف کنم . چون نوشتمو از قبل آماده نکردم شاید جمله ها خوب نباشه . معذرت ...
فقط یه توضیحی واسه دوستانی که تازه به وب ما سر زدن بگم : این داستان زندگیه من نیست (همسایمونه)
:::: تو لیست انتظار واسه پیوند کلیه بودمو مرتب دیالیز میکردم . شوهرم اولین کسی بود که میخواست کلیه بهم اهدا کنه ولی گروه خونیمون به هم نمیخورد . همینجور ماه ها میگذشتو من منتظر یه کلیه ...
تا اینکه نوبت من شدو رفتم اتاق عمل ...
عمل موفقیت آمیز بودو حال من تقریبا خوب بود ( البته یه موقع هایی اذیت میکردو ممکن بود بدنم کلیه رو پس بزنه) ولی خدا کمکم کردو من به زندگیم ادامه دادم .
چون مدت زیادی دیالیز میکردم رگهای دستم گشاد شده بود هر روز هم بدتر میشد ...
بعد ۴ سال تونستم دوباره حامله بشم ( هم واسه بچه هم واسه خودم خطر ناک بود ) ولی با مراقبت های دکتر ۹ ماه گذشتو بچه ی من به دنیا اومد ...
من خدارو بازم شکر میکنم ولی از این ناراحتم که چرا خدا منو فراموش کرده ؟ چرا هر وقت میخوام احساس خوشبختی کنم به بدبختی تبدیل میشه ؟
من خیلی خوشحال بودم که حالا یه خانواده دارمو یه زندگیه خوب . ولی دکتر اومد تو اتاقو گفت بچه لب شکریه . یعنی لب بالا نداره و کام دهنش کاملا بازه . استخان های سرشم خیلی نرمه و خطر ناکه . نیاز به عمل جراحی داره ولی الآن نمیشه باید یک ساله بشه . تا اون موقع باید از بچه خوب مراقبت بشه تا زنده بمونه .
الآن بچه یک سالو نیم شه و هنوز طعم غذا رو نچشیده . یه بار عمل کردیم ولی به نتیجه دلخواه نرسیدیمو نیاز به ۲ تا عمل دیگه هست . سرش هم حساسه باید استخان مصنوعی یا پلاتین بذارن که آسیب نبینه
منم که باید رگ دستمو عمل کنم . باید از پام رگ بردارن به دستم پیوند بزنن. گشادیه رگ دستم داره به گردنم میرسه . فشار خونو کم کاریه تیروئیدو چربی خونو از این جور چیزا هم واسه خودش یه بدبختیه دیگست چون نمیتونم هر قرصی بخورم
دخترم هم کم کاری تیروئید داره
... : بچه ها واسش دعا کنید
... : خیلی تنهاست
... : همه باهاش قطع رابطه کردن
... : حتی کسی نیست بچه شو چند روز نگه داره که بره دستشو عمل کنه
... : حتی اذیتش هم میکنن
... : دلش پره درده
... : چشاش پره اشکه
... : خدایا کمکش کن ...
خدایا به خاطر همه ی چیزایی که بهم دادی شکرت ....ببخشمون اگه ناشکری کردیم..
زینب : موافقم . آمین
این بنده خدا کم مشکل داشته ... خدا هم تا اینجا که بهش خیلی حال داده
نمیدونم اگر خدایی هست اون بالا چه کار میکنه؟
salam
web khodaee khobi dari
mikhastam bedonam mitonam linket konam
ba esm haft sang ya chize dige
to ham mano link mikoni
زینب : ممنون از تعریفتون. البته که میتونید لینک کنید.
به چه اسمی لینکتون کنیم.؟
سلام.آبجی.چی میگی جونم.اونیکی و همینچیه؟یه کم زیر دیپلم حرف بزن.
لینکت کردم.
خیلی وضعش خرابه که...!؟!
ایشالله مشکلاتش بر طرف بشه!!!
سلام...
ای بابا....
امیدوارم که ایمانش رو به خدا از دست نده و امیدش نا امید نشه...خدا که بدِ بنده هاش رو نمی خواد....
میشه از نخ این داستان بیای بیرون
زندگی یعنی همین تا سختی نکشی معنی راحتی رو نمیفهمی
کی درد نداره کی غصه سراغش نمیاد همه برای خودشون درد هایی دارن درد هایی که بعضی وقتها نمیشه بروزش ون داد
خدا همیشه هست
soharesh kojast?
teflak
chand saleshe?
آخی
حتما چند سال پیش همچین زندگی رو تصورم نمیکرد که الان وضعش این باشه
امیدوارم برطرف شه مشکلاش
امیدوارم که هرچه زودتر مشکلاتش برطرف بشه...
سلام عزیزم.
ایشاله خدا کمک خودت و بچه ت کنه گلم.
مطمئن باش خدا فراموشت نکرده.
هر چه که دل خواست نه آن میشود
هر چه خدا خواست همان میشود
وصف دل را از عزل تا ابد انچنان گویم و این چنین بنویسم :
دوست دارمت به خاطر دوست داشتنی ها
دوست دارمت به خاطر خوبی ها
به خاطر بدی ها
به خاطر زیبایی ها
به خاطر زشتی ها
دوست دارمت واین معنای عشق است......
من تو این داستان چیزی به جز عشق نمی بینم
عشق به فرزند
عشق به زندگی
عشق به خدا
و عشق مهمه نه قلب
خدایا عشق و ازش نگیر و بیشترش کن
و
خدایا مصلحتش هر چیه همون باشه
راستی مطلب جدید گذاشتم
اتفاقا هنوز هیچ چیزی اتفاق نیوفتاده که داستان بخواد غم انگیز بشه!و شما دعا کن که نیوفته!I don't wanna lose Her
من از شما تشکر می کنم واسه اینکه وبلاگ داستانی واقعی نوشتید وقت کردین یک سری هم به ماله من بزنین به قوی ماله شما نیست ولی خوبه منم بدون امادگی قبلی هر چیزی به ذهنم بیاد می نویسم!!!
بنده خدا چقدر وضعش خرابه...خیلی دلم سوخت.
خدا کمکش کنه...
خدایا کمکش کن
متن رو خوندم حالم خیلی گرفته شد
بچشه.
امیدوارم مشکلاتش یکی یکی حل بشن و تا آخر عمرش حداقل چند وقت طعم خوشبختی ( که خودش مد نظرشه ) رو
فراموش نکنیم این فقط یکی از چندهزارتا آدم گرفتار و بی پناه تو کشورمونه که کسی به دادشون نمیرسه.
متاسفانه امروز تو کشور ما مردم میگردن دونبال یه ایراد که بذارن رو یه نفر تا از خودشون طردش کنن.
حاضرم ازم دزدی بشه ولی پول برای درمان ندم واقعأ سخته
از این بدترش هم هست چند وقت پیش یه بابایی که نیاز به پیوند قلب داشت بعد ار کلی مدت انتظار ناامید شده بود حتی دنبال قبر هم رفته بود ولی چند روز پیش بهش میگن یه خانواده اعضای بدن پسرشون رو اهدا کردن
اینجاست که میگن تو نا امیدی بسی امید هست
ممنون بهم خبر میدی اپی