اینم دانشگاهه من میرم !!!
واقعا دارم عمرمو تلف میکنم
هر روز یه جور دارن اذیت میکنن
ناسلامتی مثل دولتیه
آره ارواح ...
امروزم تا آخرین لحظه من کارت ورود به جلسه نداشتم
وای دلم میخواد اون رئیس ریزه میزرو زیر پام له کنم
از وقتی رئیس عوض شد دانشگاه شیر تو شیر شد
ترم قبل خوب بود ولی این ترم ...
اول که کلاسامون خرتو خر بود
بعدشم که مثلا برنامه ریزی هاشون درست شد هی حرفاشون عوض میشد
اول اندیشه خودخوان بود
ما که رفتیم شهریه رو ریختیم
بعد گفتن برین عادیش کنین قراره کلاس بذاریم براتون . ما هم عادیش کردیم ۲۱.۰۰۰ تومن شهریه اضافه شد . خیلی ها رفتن ریختن خیلی ها هم مثل من نه ...
یه مدت گذشت دیدیم از کلاس خبری نیست گفتن برید خودخوانش کنید نشد کلاس بذاریم خلاصه با خودخوان کردن واسه من شد ۱۲.۰۰۰ تومن شهریه اضافه (رفتم ریختم)
آخر ترم فهمیدم یک جلسه کلاس گذاشتن آخه یک جلسه به چه درد میخوره ؟؟؟
واسه همینم ۵.۰۰۰ تومن شهریه اضافه شد
سایتمون بسته شد گفتن تا نریزید کارت بهتون نمیدیم
خلاصه ما ریختیمو هر چی صبر کردیم سایت باز نشد کارت بگیریم تا ساعت ۱۳:۳۰(واسه منو بعضی ها باز شد) . که ساعت ۱۴ امتحان بود
تازه واسه بعضی ها هنوزم باز نشده
یه اتفاق بده دیگه هم واسم افتاد که دیگه آخر بد شانسیه
نمره ی یکی از دروس ترم قبلم نمیدونم چرا شده ۶
آخه ترم قبل قبول بودم ولی الآن زده مردود
هر چی هم رفتم گفتمو شکایت کردم هیچی به هیچی
شانس ندارم که
معلوم نیست چه جوری نمرم یهو کم شده . اونم الآن . بعد از ۴ ماه
... : ببخشید طولانی نوشتم
... : دلم پر بود دیگه
... : جمله هامم زیاد جالب نیستن ( دارم با عصبانیت مینویسم ) ببخشید دیگه
راستی..................... بی خیال
سلام به من سر بزن
سلام
من اومدم
عجب حکایتیها!!!!
زینب
سلام
منظورم اون داستان پست بالاییت بود
واقعا اتفاق افتاده؟؟؟
سلام خانومی بلاخره آروم شدی یانه موندم تو کاراین واتسون و شرلوک هلمز تو این سر زمستونی بی چادر می خواهن چکار کنند
سلام
داستان خیییییلی قشنگیه
لذت بردم
یه چیزی در گوشت بگم(این داستان پست یه ماه پیش من بود)
شبنم : داستان نبود
همش عین واقعیته
دقیقا همین اتفاق افتاده
عکس اون یارو مدیر دانشگاه دیگه!
ما الانه تو بحرانیم وضعیت که عادی بشه تمام مشکلات حل میشه.الان که من دارم این متن رو می نویسم ۲ هزار و ششصد سایت علیه دولت دارن فعالیت می کنن و می خوان اعتبار دانشگاه های ایران رو زیر سوال ببرن.
شما خودتون رو ناراحت نکنین و به فکر امتحانات باشین.پیام نوری ها از اونجایی که خیلی زحمت کشن با قبولی تو ارشد مزد زحماتشون رو میگیرن.
من پیام نوری نیستم ولی پیام نوری ها رو دوست می دارم.
میدونم بدتون میاد که اسم دانشگاهتون رو به زبون بیارید. منم یکی از دوستانم وانمود میکرد داره دانشگاه شریف درس میخونه! یکی از همسایه هاشون توی همون دانشگاه(واحد کرج) بود. برای اینکه کسی نفهمه همیشه تو دانشگاهشون ازون فرار میکرد و با ماسک و عینک دودی میرفت دانشگاه و برای ما ماجراهای مهیج تعقیب و گریز تعریف میکرد.
اما حالا شما بسته به اینکه ترم چندم هستید، به جای اینکه چند سال دیگه به خودتون بیایید و ببینید که بیسواد فارغ التحصیل شدید، خودتون بجنبید و نذارید مجبورتون کنن که به سیستم معیوب آموزشیشون تن بدید.
شبنم : من از دانشگاهم خجالت نمیکشم
من پیام نور میخونم و ثابت شده سطح علمی بچه های پیام نور بالاتر از بقیه دانشگاه هاست
چون ما کلاس نداریم
خودمون میخونیم
واسمون فقط چند جلسه میذارن ( کمه )
مدرکش هم بی اعتبار نیست
من ترم ۳ هستمو فقط این ترم اینطور شده
خدا کنه از ترم دیگه درست بشه
ایران!
دانشگاه ایران!
بله دیگه ...
اینجا ایران است ...
آره واقعا..!! تا این مشکلات درست بشه که ما اصلا مردیم! درس که بماند...!!
مرسی واسه لینک.
اخی بمیرم برات ابجی چی میکشی از دست این نامردها
می خوای خودم بیام حالشون رو بگیرم
اگه بتونی توی روزنامه ی همشهری قسمت با مردم مشکلت رو بگی خیلی بهتره حداقل مدیر دانشگا مجبور میشه بیانیه بفرسه روزنامه
چون این تنها مشکل شما نیست خیلی از بچه هنوز کارت نگرفتن
شبنم : میبینی داداشی
من با چه سختی ( رنج... عذاب... شکنجه... ) درس میخونم
اخه یعنی چی هی داری قالب عوض میکن
حداقل بزار از وبلاگ برم بیرون همین الان یه لحظه اومدم نظر بدم که یه دفعه فکر کردم اشتباهی رفتم یه وب دیگه
شبنم : ببخشید داداشی
آخه قالب قبلی خیلی بی روح بود
قبلا هم گفته بودم بخاطر محرم قالب سنگین گذاشتم که بعد عوضش کنم
این دیگه عوض نمیشه
الهی که من قربون این نکته سنجی شما بشم
؛ هفت سنگ ؛ و ؛ میکده ؛ رو یادتون نره دوستان
سلامی خانومی نبینم عصبانی باشی زیاد سخت نگیر تا چشم بهم بزاری دوران دانشجوئی هم تموم میشه



شبنم : جای وب یکی از وبلاگاتو بنویس لطفا
سلامی خانومی نبینم عصبانی باشی زاید سخت نگیر تا چشم بهم بزاری دوران دانشجوئی هم تموم میشه
شبنم : ممنون از هم دردیت
شبنم جان!
وضع این دیار همیشه همینطوریه.
برای همینه هنوز به چهل پنجاه نرسیدیم (خودم رو میگم شما هزار ساله باشین) طی یکی دو تا سکته ناقص و کامل میریم سفر اون دیار.
دعا میکنم درست بشه
انشاله
شبنم : ای خدا
تا این وضع بخواد درست بشه جون منم تموم میشه
وضع خرابه اساسی
شبنم : بدتر ...
شبنم : منم لینکیدمت
آپتو خوندم. آره خب! چه میشه کرد؟! یکی بود که میگفت: نگران نباش، یواش یواش سال های آینده بهتر میشه....!!!!!!!
شبنم : تا بخواد درست بشه درس منم تموم شده
سلام. خوبی؟ ممنون که به من سر زدی.
آره قالبمو سعی کردم که متفاوت باشه. ولی چند تا از اونایی که اومدن وبلاگم گفتن که جالب نیست و افسرده کنندست. یکم میخوام تغییرات بدم. خیلی ممنون که نظرتو گفتی.
دلی بسیار خرسند داری شبنم جانُ حالا فکر میکنی اگر کلاس برات میزاشتن استاده چیزی یاد میداد؟
همون بهترُ اعصاب خودت رو خورد نکن تو باید تو این کشور قانونمندزندگی کنیُ اگر واسه هر موضوعی اینطوری کنترلت رو از دست بدی که ۵ سال هم دوام نمیاری!
شبنم : نه . آخه یک جلسه گذاشته بودن
تازه واسه درسای دیگمون ۵ یا ۶ جلسه بود
زینب خانم ببخشیدشبنم خانوم

خودتو ناراحت کن از این مشکلا ما هم داریم.
چه میشه کرد باید بسوزیم و بسازیم.!
شبنم : الآن مثلا اسمامونو قاطی کردی !!!
این مملکت چه چیزیش به آدم میبره که دانشگاهش بخواد درست باشه..
به قول شاعر : به حسن گریه کنم یا به حسین!
شبنم : دقیقا
حالا کدوم دانشگاه میری؟!
حالا شما ولش کن...تورو خدا نزنش!گه خورد!!دیگه نمیخوره!
میخوای عکسشو بده جنازه تحویل بگیر!
شبنم : آخه یکی ۲تا نیستن عکس کیو بدم !!!