اگر چه بین من و تو، حصار و فاصله ای نیست
دلت نبوده کنار دلم، ولی گله ای نیست
تو همچنان ، گل زیبای باغ عشق منی، آه!
تو سبز باشی و من زرد، هیچ مسئله ای نیست
هزار بار پیاپی، به روی خود شدم آوار
یقین،نگاه تو بوده و گر نه زلزله ای نیست
دلت به قیمت جانم تمام گشت و بدان که
سزای عاشق زارت، چنین معامله ای نیست
برای یاری ام اینجا ، جواب " نه" چه فراوان
و در میان صداشان، بشارت " بله" ای نیست
و لحظه لحظه عمرم، سیاه و شب ز پی شب
تباه و تیره تر از این ، مخواه! سلسله ای نیست
دوباره تیشه شیرین و. . . باز، تارک فرهاد
خبر رسید به شهر و نشان زغلغله ای نیست
__________________________
**********علی محمد محمدی********
salam doste man.webe khobi dari be manam sar bezan lotfan