صبا : ( در حال گریه ) آخه چرا میکشنشون گناه دارن نیگا چقد نازن
نسترن :
نسیم :
بابا :
مامان :
شبنم : خب آجی همینه دیگه . ناراحت نباش . گوسفند برای قربونیه دیگه
صبا : نخیر گناه داره . اصلا چرا گوسفند ؟ مامان باباش ناراحت میشن
یه چیز دیگه بکشن . اصلا گاو بکشن . گوسفند گناه داره
شبنم : وااااا !!! حالا چرا گاو ؟
مگه گاو آدم نیست ؟ جون نداره ؟
صبا :
نسترن :
نسیم :
بابا :
مامان :
شبنم :
پس کافر نیستم
آخ جوون
از این اسم خوشم نمیاد
سلام.یادخاطره ای افتادم .جاری وبرادرشوهرم داشتن ازتوجاده میومدن هی سراهشون گاومی بینن هی راه میان ویه جا الاغ می بینن اماانگاری نزدیک به تصادف ..............
علت دیررسیدن روجاریم تااینجاکه رسیدیهو گفت چیکارمیکردیم اونامثل مابشربودن دیگه
ولادت امام هادی علیه السلام مبارک
چه توضیح خوبی به خواهر کوچیکترت دادی
من:
راسی ممنون بهم سرزدی بازم بهم سر بزن.
در ضمن لینکت هم کردم اگه خواستی لینکم کن
مبهم شدی باز
اقــــــــایی؟؟؟
تو 2 سال این وبلاگو میشناسی . نگو نمیدونستی خونه ی من یه مرد داره !!! خونه بدون آقایی معنا نداره
دوباره زدی تو کاره بی جوابی
کمی سرمان شلوغه خب
دوستام رو فک نکنم بتونم بیارم
چون تا برم واسشون توضیح بدم یه هفته طول میکشه
بابام و اینا هم که اصلا اعتقاد ندارن
به اون دوستت که اومد تو بازی خودم میگم
عجب دموکراسی داری صبا کوچولو
ها اینی که که وگفتی یعنی چه ؟
میبینم که زنده ای
معلومه خیلی شاخشون زدیا
.
.
.
.
عید؟؟


کی عید بود؟؟
من که همش خواب بودم
گوسفند نبود اینجا که
معلومه دیگه . تو هر سال عید خوابی . از ترست که قربونی نشی
نمیدونم والا
خانوادم میگن کافری که
کافر وجود نداره . مهم پرستش خداست ( خدا توی قلب ماست ) . اگه خدارو قبول داری پس کافر نیستی
عیدت مبارک شبنم چان
فدای شما
عید شما هم مبارک
وای عزیزم ببین بچه ها چه دل نازکی دارن میگم خوب راست میگه بچه چرا سرش را میبرن .
من با این سنم هنوز نمیتونم سر بریدن یک مرغ را ببینم چه برسه به گوسفند
وااااااااااا خانم معلم شما هم ؟ !!!
چرا مرغ ؟ نه گناه داره . مگه مرغ آدم نیست ؟ مگه جون نداره ؟
سلام
چه پست های میزاری فیلمنامه شون کن بفرس خنده بازار
چه خبرها خوبی خوشی سلامتی؟
اتفاقات خونه ی ما بره خنده بازار خطرناکه . خنده ی زیادی اصلا برای سلامتی خوب نیست
بله خوبم ممنون . شما چطوری ؟
خبر خاصی که نیست . فقط یکم اعصابم سر درسا خورده که حل میشه
البته منظورم گاو بوداااااااا
ببین من هنوزم شک دارم که دامادمون اینایی یا دامادشون اینایی
خوب حتما صبا بیشتر گوسفند دوس داره

البته راس میگیا مگه گوسفند ادم نیست
شما عرفان ( دامادمون اینا ) هستی ؟
آره گوسفند دوست داره . دلش بحالشون میسوخت
خوب چیکار کنم
آخرش که قربوونی میشد
میخواستم ببینم چه جوری میشه
که کامل انداختنش بیرون
هر چی گفتم بابا خودم میخورم
گفتن حرومه
خب دیگه اینم یکی از مسائل اسلامه . مگه تو مسلمون نیستی ؟
منم نمیتونم ببینم گوسفندو قربوونی میکنن
خودم باید قربونیش کنم
حال میده
یه دفعه اینکارو یوشکی کردم
گفتم این حرومه
انداختن بیرون
ای بی رحم
یه بابایی خدا اومده دم خونشون گفته بزن بکش بچتو
اونم گفت چشم
رفته بچشو بکشه کار خدا چاقو نبریده
یهو یه گوسفند فرتی از آسموون اومده پایین
خدا گفته بابا چه کاریه
بچتو چرا میکشی
این گوسفندو بکش انگار بچتو کشتی،فرقی نداره که،اینم کشتی قبوله
بعد چاقو دوباره به اذن خدا تیز میشه و سر این گوسفنده رو میبره
بعد خدا و جبرئیل و ابراهیم و اسماعیل دور هم یه کباب توپ زدن به بدن
حالا از اون زمان همه این روزو جشن میگیرن
حالا اونجا کی بوده که بگه چه روزی بوده و بقیه ی داستان حالا به کنار
در کل عیدت مبارک
بابای خوبی میشیا . خوب داستان تعریف میکنی
یعنی شما 4 تا دختر تو خونه اید؟
عیدت مبارک
بله
4 تا دختر هستیم 
ممنون