-
قانون دانه
1389/06/02 20:01
جالب و خواندنی.حتما براش وقت بذار دوست من... نگاهی به درخت ســـیب بیندازید. شاید پانـــصد ســـیب روی درخت باشد که هر کدام حاوی دست کم ده دانه است. خیلی دانه دارد نه؟! ممکن است بپرسیم «چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟» اینجا طبیعت به ما چیزی یاد می دهد : «اکثر دانه ها هرگز رشد نمی کنند. پس اگر...
-
صبا جان
1389/06/02 19:54
میدونی چرا وقتی گریه میکنی چشمت رو می بندی؟ وقتی میخوای بخندی،وقتی میخوای کسی رو ببوسی وقتی میخوای تو رویا بری چشمت رو می بندی؟ چون قشنگترین چیزای این دنیا دیدنی نیستند تقدیم به صبا ی عزیزم که خیلی دوستش دارم.
-
[ بدون عنوان ]
1389/05/31 00:00
من یه خواهره کوچیک دارم اسمش صبا ست امسال تازه میره اول یک ساله که دیابت گرفته تو این ماهه عزیز براش دعا کنید
-
خوشبختیم یا فکر میکنیم خوشبختیم ؟
1389/05/28 16:34
من به این نتیجه رسیدم که تو هر وضعیتی باید بگم (خدایا شکرت) چون همیشه یه موضوعی پیش اومده که بهم ثابت شده ممکن بود بدتر از اینم بشه ، یا بعداً یه اتفاق بدتر واسم افتاده . آره خوشبختی نسبیه ممکنه تو توی یه وضعیّتی باشی که احساس کنی بدبختی ولی یه خانواده ی دیگه توی همون وضعیّت تازه روزای خوبش باشه ، بستگی داره چه جوری...
-
خوشبختی
1389/05/24 19:30
خوشـبختی یعنـی چـی ؟ خوشـبخت واقعی کیـه ؟ ما خوشبختی رو تو چی می بینیم ؟ تـوی ثروت ؟ تـوی سلامتی ؟ داشتن خانواده ؟ یا داشتن آرامش ؟ یعنـی اونی که هم پول و سلامتی داره هم خانواده و آرامش ، واقعاً خوشـبخته یا نه ؟؟؟ شاید اونم یه کمبود هایی داره پیش هر کسی میشینی داره از یه موضوعی گله میکنه ، حتی اونی که فکر میکنی...
-
گلشیفته فرهانی
1389/05/20 12:21
نما آهنگی زیبا و شنیدنی از بازیگر ایرانی گلشیفته فرهانی در پاریس. برای تماشا *اینجا* را کلیک کنید.
-
بچه ها چه تون شده ؟؟؟
1389/05/20 00:02
یه مدته تو هر وبلاگی میرم یا دارید از غم صحبت میکنید یا جدایی یا نامه ی خداحافظی گذاشتید ! حال آدم گرفته میشه خوب چیه ؟ چی شده ؟ انگار دیگه حوصله ی نوشتن ندارید یا شایدم زده شدید یا موضوع ندارید فقط میخواستم بگم ناراحتم
-
پیرمرد عاشق
1389/05/17 00:31
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخم های پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند : ((باید از شما عکس برداری بشود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. )) پیرمرد غمگین شد , گفت عجله دارد و نیازی به عکس...
-
تقدیم به همه ی مادر های عزیز
1389/05/16 15:41
این است مادر... HEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN …………… وقتی خیس از باران به خانه رسیدم BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU ?” برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟ SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTILL IT STOPPED ” خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ DAD ANGRILIY SAID: “ONLY AFTER GETTING...
-
سلام
1389/05/16 15:40
میدونم یکم دیر کردم... با امید به روزای خوب برای وبلاگ و همه ی هفت سنگی های نازنین... zizoOo
-
توی این عکس ها چی می بینید ؟؟؟
1389/05/15 19:49
-
سلام
1389/05/15 13:44
سلام به همگی به وبلاگ من و دوست خوبم زینب خوش اومدین امیدوارم این وبلاگ اونجور که دوست دارین باشه و مطالب مورد انتظارو داشته باشه
-
[ بدون عنوان ]
1389/05/14 18:27